1- وبلاگ " تریبون مارکسیزم " یک وبلاگ وابسته به سایت " تریبون جوان " است . این سایت در جهت تقویت گرایش کمونیستی در بین جوانان و دانشجویان می کوشد و با هیچ یک از جریانات موجود چپ ارتباط سازمانی و تشکیلاتی ندارد . این امر البته مانع آن نیست که در معرفی مقالات و مطالب و طرح دیدگاههای خویش ، از دیدگاه خاصی بهره نجوید .
2- انتشار مقاله و تحلیل ما تحت عنوان " جنبش دانشجویی و چپ : وضعیت فعلی و گامهای ضروری " باعث ایجاد های و هوی و کمپین تبلیغای وسیعی از جانب وابستگان جریانات حکمتیست و اتحاد " کمونیسم کارگری " و برخی افراد دیگر و انگ زنی به ما به عنوان " پرووکاتور " و " پرونده ساز " و " همکار دستگاه اطلاعاتی " و ... گردید . ما پیش از انتشار این تحلیل ، صورت گرفتن چنین واکنشها و ایجاد چنین جو تبلیغاتی ای را - که همگان می دانند که وجه مشخصه این دسته " احزاب " مهارت در به راه انداختن چنین امواجی در فضای مجازی است - پیش بینی می کردیم . ما آگاهانه دست به این کار زدیم ، از تحلیلی که انتشار دادیم دفاع می کنیم و محکم بر جای خود ایستاده ایم . ما نمی خواهیم گذر زمان و فاصله گرفتن از وقایع پیرامون 13 آذر سال گذشته باعث شود که افتضاحی را که عملکرد و سیاستهای فاجعه بار و ابلهانه رهبری حزب حکمتیست و وابستگانش در چپ دانشجویی داخل کشور به بار آورد به دست فراموشی سپرده شوند . بسیاری از فعالین چپ دانشجویی علنی دانشجویی داخل کشور بدون اینکه از چنین سیاستها و اقدامات مفتضحانه ای با خبر باشند به تبعات مضر و منفی آن دچار شدند تا مدتها با این تبعات دست به گریبان خواهند بود. سیاستهای جریان حکمتیست نباید بدون آنکه رسوا و افشا شود و به شکلی همه جانبه به نقد کشیده شود به بهانه های گوناگون به دست فراموشی سپرده شود . به ویژه آنکه بعضی مسببین گریز پای ایجاد این وضعیت و پیش برندگان آن سیاستها با یک فرار به جلوی تمام عیار - که باز یکی دیگر از وجوه مشخصه این جریانات است - به عنوان " قهرمان " معرفی می گردند تا در دوره آتی به عنوان سرمایه ای برای تداوم سیاستهای ابلهانه و رجز خوانیهای حزب حکمتیست و جریانات مشابهش به کار گرفته شوند .
همانطور که در متن تحلیل ذکر شده بود آغاز دور جدیدی از فعالیت چپ در جنبش دانشجویی و تثبیت یک سیاست و استراتژی کمونیستی واقعی در این جنبش جز از این طریق یعنی بررسی علل و بسترهای ایجاد وضعیت بحرانی کنونی و نقد بی تخفیف ، شفاف و همه جانبه فرصت طلبان و ماجراجویان بی مسئولیتی که تحت عنوان " چپ " فعالیت می کنند ( و جدا توصیف آنها با عناوینی نظیر چپ غیر کارگری ، آوانتوریست ، بلانکیست و ... بسیار نارسا و در حکم پوئن دادن به آنها ست و فقط عنوانی که بر ترکیبی از بلاهت، ماجراجویی ، بی مسئولیتی محض و جاه طلبی دلالت کند می تواند بیانگر ماهیت آنان باشد.) میسر نیست و اگر خود کمونیستها در انجام چنین وظیفه ای پیش دستی نکنند و یا با هر توجیهی در انجام آنها کوتاهی ورزند ، فقط زمینه لازم را برای استفاده گرایشهای دست راستی و یا رفرمیست از این موضوعات برای ضربه زدن به موجودیت اجتماعی کمونیسم فراهم آورده اند .
ما برای ارائه توضیحاتمان منتظر واکنش جریان حکمتیست بودیم . این به اصطلاح "حزب " که خود بهتر از همه از چند و چون افتضاحاتی که به بار آورده است آگاه است ابتدا مکثی کرد و سپس با مساعد دیدن شرایط و اوضاع بیانیه ای در این خصوص صادر کرد . این جریان جو تبلیغاتی نیم بندی را که عمدتا از سوی برخی وابستگان پیشین خودشان و متحدین دو فاکتویشان در جریان اتحاد " کمونیسم کارگری " ایجاد شده بود را فضای مناسبی برای یک فرار به جلوی دیگر و پنهان کردن و به محاق فرستادن مجدد کارنامه شرم آورشان و به تاخیر انداختن بررسی دقیق و شفاف این کارنامه از سوی کمونیستها تشخیص داد . سیر پیشروی این بحث نشان خواهد داد که محاسبات آنها در این زمینه تا چه اندازه درست بوده است . ما در اینجا و در پاسخ به مسایل مطرح شده به طرح - و صرفا طرح - چند نکته بسنده می کنیم .
3 - حکمتیستها و متحدینشان و برخی منتقدین بی اطلاع گناه اصلی ما را " انتساب فعالین علنی داخل کشور به یک جریان سیاسی غیرقانونی در اپوزیسیون " می دانند . برای واقعا خیلی عجیب و جالب است که جریانی مانند حکمتیست که همراه با قلوهای دیگرش اساسا مبدع چنین روشی در چپ ایران یعنی مصادره به مطلوب ( و با ادبیات خودشان " ملاخور " نمودن ) فعالیتهای سیاسی و اجتماعی داخل کشور بوده اند و در این زمینه ید طولایی دارند ما را به این امر متهم کنند . اینها زمانی که در فضایی آکنده از خود - تهییج گریهای سکتاریستی حاصل زحمات فعالین سیاسی و اجتماعی چپ در داخل کشور و به ویژه اتفاقا در جنبش دانشجویی و دانشگاهها را با غرور و گشاده دستی علنا و صراحتا به حساب خود واریز می کردند و عملا توجه و حساسیت دستگاههای امنیتی رژیم را به این مساله بر می انگیختند ، تصور نمی کردند که این لقمه گنده تر از دهان و فراتر از ظرفیت و توان آنها است و در شرایطی مثل شرایط امروز - که سیاستهایشان در رابطه با جنبشهای اجتماعی ( و به طور خاص جنبش دانشجویی به عنوان مهمترین منطقه نفوذ آنها ) با شکست مطلق و بن بست کامل مواجه شده و بدنه جریانشان متلاشی گشته است - در گلویشان گیر می کند و آنها را زمین گیر می نماید . آن روزها اعتراضات بسیاری از فعالین سیاسی داخل و خارج از کشور و دلسوزان را که نگران امنیت فعالین داخل کشور بودند را نمی شنیدند و حالا که کار از کار گذشته و گند اعمالشان بالا آمده و نوبت بررسی کارنامه چند ساله شان رسیده است ، فریاد اعتراض سر داده اند . موارد زیر تنها مثالهای محدودی از گفته ها و نوشته های متعدد رهبران این جریان در این رابطه است که نشان می دهد اگر قبحی متوجه انتساب فعالیتهای داخل کشور به احزاب اپوزیسیون است ، خود جریان حکمتیست از همان روز تولدش به این اعمال قبیجه مشغول است و در صدر لیست مجرمین قرار دارد . ما از خوانندگان عزیز می خواهیم که سطور زیر را بخوانند و منصفانه قضاوت کنند :
ادامه مطلب



