تبليغاتX
بدون سانسور

 از تحلیلمان دفاع می کنیم ، اپورتونیستها را افشا می کنیم

 

1-  وبلاگ " تریبون مارکسیزم "  یک وبلاگ وابسته به سایت  " تریبون جوان " است . این سایت در جهت تقویت گرایش کمونیستی  در بین جوانان و دانشجویان می کوشد و با هیچ یک از جریانات موجود چپ ارتباط سازمانی و تشکیلاتی ندارد . این امر البته مانع آن نیست که در معرفی مقالات و مطالب و طرح دیدگاههای خویش ، از دیدگاه خاصی بهره نجوید .

2- انتشار مقاله و تحلیل ما تحت عنوان " جنبش دانشجویی و چپ : وضعیت فعلی و گامهای ضروری " باعث ایجاد های و هوی و کمپین تبلیغای وسیعی از جانب وابستگان جریانات حکمتیست و اتحاد " کمونیسم کارگری " و برخی افراد دیگر و انگ زنی به ما به عنوان  " پرووکاتور " و " پرونده ساز " و " همکار دستگاه اطلاعاتی " و ...  گردید . ما پیش از انتشار این تحلیل ، صورت گرفتن چنین واکنشها و ایجاد چنین جو تبلیغاتی ای را  -  که همگان می دانند که وجه مشخصه این دسته " احزاب " مهارت در به راه انداختن چنین امواجی در فضای مجازی است -   پیش بینی می کردیم . ما آگاهانه دست به این کار زدیم ، از تحلیلی که انتشار دادیم دفاع می کنیم و محکم بر جای خود ایستاده ایم . ما نمی خواهیم گذر زمان و فاصله گرفتن از وقایع پیرامون 13 آذر سال گذشته باعث شود که افتضاحی  را که  عملکرد و سیاستهای فاجعه بار و ابلهانه رهبری حزب حکمتیست و وابستگانش در چپ دانشجویی داخل کشور به بار آورد  به دست فراموشی سپرده شوند .  بسیاری از فعالین چپ دانشجویی علنی دانشجویی داخل کشور بدون اینکه از چنین سیاستها و اقدامات مفتضحانه ای با خبر باشند به تبعات مضر و منفی آن دچار شدند تا مدتها با این تبعات دست به گریبان خواهند بود.  سیاستهای جریان حکمتیست  نباید بدون آنکه رسوا و افشا شود و به شکلی همه جانبه به نقد کشیده شود به  بهانه های گوناگون به دست فراموشی سپرده شود . به ویژه آنکه بعضی مسببین گریز پای ایجاد این وضعیت و پیش برندگان آن سیاستها  با یک فرار به جلوی تمام عیار  - که باز یکی دیگر از وجوه مشخصه این جریانات است -  به عنوان " قهرمان " معرفی  می گردند تا در دوره آتی به عنوان سرمایه ای برای تداوم سیاستهای ابلهانه و رجز خوانیهای حزب حکمتیست و جریانات مشابهش به کار گرفته شوند .

همانطور که در متن تحلیل ذکر شده بود  آغاز دور جدیدی از فعالیت چپ در جنبش دانشجویی و تثبیت یک سیاست و استراتژی کمونیستی واقعی در این جنبش جز از این طریق یعنی بررسی علل و بسترهای  ایجاد وضعیت بحرانی کنونی و نقد بی تخفیف ، شفاف و همه جانبه  فرصت طلبان و ماجراجویان بی مسئولیتی که تحت عنوان " چپ " فعالیت می کنند ( و جدا توصیف آنها با عناوینی نظیر چپ غیر کارگری ، آوانتوریست ، بلانکیست و ... بسیار نارسا و در حکم پوئن دادن به آنها ست و فقط عنوانی که بر ترکیبی از بلاهت، ماجراجویی ، بی مسئولیتی محض و جاه طلبی دلالت کند می تواند بیانگر ماهیت آنان باشد.)  میسر نیست و اگر خود کمونیستها در انجام چنین وظیفه ای پیش دستی نکنند و یا با هر توجیهی در انجام آنها کوتاهی ورزند ، فقط  زمینه لازم را برای استفاده گرایشهای دست راستی و یا رفرمیست از این موضوعات برای ضربه زدن به موجودیت اجتماعی کمونیسم فراهم آورده اند .

ما برای ارائه توضیحاتمان منتظر واکنش جریان حکمتیست بودیم . این به اصطلاح "حزب " که خود بهتر از همه از چند و چون افتضاحاتی که به بار آورده است آگاه است ابتدا مکثی کرد و سپس  با مساعد دیدن شرایط و اوضاع  بیانیه ای در این خصوص صادر کرد . این جریان جو تبلیغاتی نیم بندی را که عمدتا از سوی برخی وابستگان پیشین خودشان و متحدین دو فاکتویشان در جریان اتحاد " کمونیسم کارگری " ایجاد شده بود را فضای مناسبی برای یک فرار به جلوی دیگر و پنهان کردن و به محاق فرستادن مجدد کارنامه شرم آورشان و به تاخیر انداختن بررسی دقیق و شفاف این کارنامه از سوی کمونیستها تشخیص داد . سیر پیشروی این بحث نشان خواهد داد که محاسبات آنها در این زمینه تا چه اندازه درست بوده است . ما در اینجا و در پاسخ به مسایل مطرح شده به طرح -  و صرفا طرح -  چند نکته بسنده می کنیم .

3 -  حکمتیستها و متحدینشان و برخی منتقدین بی اطلاع  گناه اصلی ما را " انتساب فعالین علنی داخل کشور به یک جریان سیاسی غیرقانونی در اپوزیسیون " می دانند .  برای واقعا خیلی عجیب و جالب است که جریانی مانند حکمتیست که همراه با قلوهای دیگرش اساسا مبدع چنین روشی در چپ ایران یعنی مصادره به مطلوب ( و با ادبیات خودشان " ملاخور " نمودن )  فعالیتهای سیاسی و اجتماعی داخل کشور بوده اند و در این زمینه ید طولایی دارند ما را به این امر متهم کنند . اینها زمانی که در فضایی آکنده از خود - تهییج گریهای سکتاریستی  حاصل زحمات فعالین سیاسی و اجتماعی چپ در داخل کشور و به ویژه اتفاقا در جنبش دانشجویی و دانشگاهها را با غرور و گشاده دستی علنا و صراحتا به حساب خود واریز می کردند و عملا توجه و حساسیت دستگاههای امنیتی رژیم را به این مساله بر می انگیختند ، تصور نمی کردند که این لقمه گنده تر از دهان و فراتر از ظرفیت و توان آنها است  و در شرایطی مثل شرایط امروز -  که سیاستهایشان در رابطه با جنبشهای اجتماعی ( و به طور خاص جنبش دانشجویی به عنوان مهمترین منطقه نفوذ آنها ) با شکست مطلق و بن بست کامل مواجه شده و بدنه جریانشان متلاشی گشته است -  در گلویشان گیر می کند و آنها را زمین گیر می نماید . آن روزها اعتراضات بسیاری از فعالین سیاسی داخل و خارج از کشور و دلسوزان را که نگران امنیت فعالین داخل کشور بودند را نمی شنیدند و حالا که کار از کار گذشته و گند اعمالشان بالا آمده و نوبت بررسی کارنامه چند ساله شان رسیده است ، فریاد اعتراض سر داده اند . موارد زیر تنها مثالهای محدودی از گفته ها و نوشته های متعدد رهبران این جریان در این رابطه است  که نشان می دهد اگر قبحی متوجه انتساب فعالیتهای داخل کشور به احزاب اپوزیسیون است ، خود جریان حکمتیست از همان روز تولدش  به این اعمال قبیجه مشغول است و در صدر لیست مجرمین قرار دارد . ما از خوانندگان عزیز می خواهیم که سطور زیر را بخوانند و منصفانه قضاوت کنند :


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادی در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 21:2 |

کارگران شرکت هفت تپه

به همبستگی سراسری و طبقاتی کارگران ایران نیاز دارند

 

 

اعتصاب و اعتراضات کارگران  نیشکر هفت تپه  پنجشنبه 2 خرداد ماه وارد هفدهمین روز خود شد. بنا به گزارشات بیش از 3 هزار کارگر از هر سه شیفت این مرکز تولیدی در این اعتصاب و اعتراضات شرکت دارند و کار در تمام بخشهای آن بطور کامل متوقف گردیده است. 

کارگران نیشکر هفت تپه همچنان یکپارچه و متحد بر خواستهای خود مبنی بر  پرداخت 3 ماه حقوق معوقه، پایان دادن به پرونده سازی ها و احضار فعالین کارگری به دادگاه و برکناری مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره این کارخانه پای می فشارند. 

نیروهای سرکوبگر رژیم از وحشت گسترده تر شدن دامنه این اعتراضات حکومت نظامی اعلام نشده ای را در سطح شهر شوش به اجرا در آورده اند و با اعزام نیروهای گارد ویژه از شهرهای اهواز، خرم آباد و دزفول به این شهر، نقاط حساس شهر و راههای ورودی به شرکت را به کنترل خود در آورده اند.

مبارزات و اعتصابات پی در پی کارگران نیشکر هفت نمونه بر جسته ای از مبارزات سراسری طبقه کارگر ایران است که در مقابل یورش سرمایه داران و رژیم حامی آنها به سطح معیشت، کار و زندگی شان دست به مقاومت زده اند. کارگران نیشکر هفت تپه در جریان مبارزات خود تجارب ارزنده ای به تاریخ مبارزات پر فراز و نشیب طبقه کارگر ایران افزوده اند. کارگران نیشکر هفت تپه اعتصاب را که قوانین رسمی جمهوری اسلامی آن را ممنوع اعلام کرده است بعنوان یک سلاح موثر در مبارزه کارگری علیه سرمایه داران تثبیت کرده اند، و با اقدام به تظاهرات خیابانی و کشاندن دامنه مبارزات خود به بیرون از محیط کارخانه دیوار سانسور و اختناق حاکم را بی اثر گذاشتند. کارگران نیشکر هفت تپه با اتکا به تجاربی که در حفظ و تحکیم یکپارچگی صفوف خود در جریان مبارزه ای طولانی بدست آورده اند بدون شک می توانند در بطن این مبارزات تشکل طبقاتی خود را برپا دارند و آن را عملا به رژیم تحمیل کنند.

اما اکنون کارگران نیشکر هفت تپه قبل از هر چیز به همبستگی سراسری و طبقاتی کارگران ایران نیاز دارند. جلب این همبستگی طبقاتی اگر چه در شرایط فقدان تشکل های کارگری و سراسری امری دشوار، اما ممکن است. در شرایطی که سران و جناح های مختلف رژیم هر کدام  وحشت زده عوارض خطر فلاکت اقتصادی را به گردن دیگری می اندازد، در حالی که نه تنها خانواده های کارگری بلکه اکثریت قاطع مردم ایران عوارض تورم و گرانی سرسام آور بر زندگی روزمره خود را با پوست و گوشت درک می کنند، در این شرایط خواستهای کارگران نیشکر هفت تپه که بخشی از خواستهای طبقه کارگر ایران است بیش از هر زمان دیگر از مقبولیت اجتماعی برخوردار  است. با توجه به این فاکتورها انتظار و خواست کارگران نیشکر هفت تپه از کارگران بخشهای دیگر در سراسر ایران برای حمایت و پشتیبانی از آنها از زمینه های عینی برخوردار است و فعالین و تشکل های کارگری در داخل لازم است توجه خود را به این امر طبقاتی مبذول دارند. 

همین امر طبقاتی ایجاب می کند که نهادها و فعالین جنبش کارگری در خارج کشور  نیز که در سال های اخیر تلاش های ارزنده و موثری را در جلب حمایت بین المللی  از مطالبات و فعالین جنبش کارگری ایران بعمل آورده اند، فعالیت های سازمانیافته ای را برای جلب پشتیبانی از کارگران نیشکر هفت تپه در دستور کار خود قرار دهند.  

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

2 خرداد 1387

22 مه 2008

+ نوشته شده توسط آزادی در دوشنبه ششم خرداد 1387 و ساعت 19:5 |

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران در محکومیت حمله به صف کارگران نیشکر هفت تپه

 

صبح روز پنجشنبه 26 اردیبهشت ماه تجمع کارگران نیشکر هفت تپه در شهرستان شوش مورد یورش نیروهای رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفت. حمله به صف کارگران معترض از چند روز پیش تدارک دیده شده بود و به همین منظور نیروهای گارد ویژه سرکوب از شهرهای دیگر استان خوزستان به شهر شوش اعزام شده بودند.

اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه در اعتراض به روند تعطیل شدن این واحد تولیدی و بیکار سازی دسته جمعی کارگران آن و نیز عدم پرداخت سه ماه حقوق معوقه از 16 اردیبهشت ماه سال جاری آغاز شد. مدیران این واحد با پرداخت نکردن حقوق معوقه کارگران و قطع آب مزارع نیشکر کارگران را تحت فشار قرار دادند تا بدین وسیله خشک شدن مزارع و توقف تولید در شرکت را به گردن کارگران بیاندازند. در حالی که سرمایه داران و دولت به سادگی سرمایه خود را از بخشی به بخش سود آورتری دیگر منتقل می کننند و جریان انباشت سرمایه خود را ادامه می دهند، با این گونه بیکار سازیهای گسترده سرنوشت معیشت هزاران خانواده کارگری با آینده نامعلوم روبرو می سازند.

کارگران نیشکر هفت تپه شش روز متوالی در مقابل فرمانداری شهرستان شوش تجمع کردند و خواستار رسیدگی به مطالبات خود شدند. حمله نیروهای مسلح رژیم به صف کارگران هنگامی آغاز شد که این کارگران قصد داشتند از محل فرمانداری به سمت بازار شهر به شیوه ای آرام راهپیمایی کنند و صدای اعتراض خود را به گوش همه مردم شهر برسانند. اما ماموران انتظامی و گارد ویژه به صفوف آنها یورش برده و کارگران و خانواده هایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و کار را به جایی رساندند که با خودروهای خود به صفوف کارگرانی که جز مشت هایی گره کرده و گلوی پر از فریاد چیزی دیگری نداشتند، حمله ور شدند. خبرها حاکیست که در این جریان شماری از کارگران زخمی شده اند.

حزب کمونیست ایران بار دیگر پشتیبانی خود را از مبارزات حق طلبانه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه اعلام می کند و حمله نیروهای سرکوبگر را به صف کارگران معترض به شدت محکوم می نماید.

مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه سنگری از مبارزات سراسری طبقه کارگر ایران است که در مقابل یورش سرمایه داران و رژیم حامی آنها به سطح معیشت و حقوق ابتدایی خود دست به مقاومت زده اند. حمله به صف کارگران معترض در شرایطی آغاز شد که رژیم بیم آن داشت پشتیبانی از مبارزات کارگران نیشکر هفت تپه به بخشهای دیگر طبقه کارگر در خوزستان و بقیه نقاط ایران گسترش یابد. همین واقعیت نشان می دهد که نقطه ضعف رژیم در کجاست و یگانه راه وادار کردن سرمایه داران و رژیم حامی آنها به عقب نشینی در مقابل خواستهای طبقه کارگر سراسری شدن این همبستگی طبقاتی است.

کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

‏26 اردیبهشت ماه 1387

+ نوشته شده توسط آزادی در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:13 |

افق جنبش كارگری در سال 87

 

محمد حسین، نشریه جنبش كارگري

توضیح : این مقاله در تاریخ 87/1/15 نوشته شده و در ان تاریخ چند نكته اشاره شده ( مثل مسئله ازادی محمود صالحی ، وپایان بحران كمیته هماهنگی) تحقق نیافته بود و لذا توضیحاتی وجود دارد كه به آن زمان مربوط می گردد

موقعیت کنونی جنبش کارگری 

برای بررسی افق جنبش کارگری در سال 87 ضروری است ابتدا نگاهی به روند مبارزه طبقاتی در چند ساله اخیر داشته باشیم. بدون نگاه واقعی به موقعیت جنبش کارگری،قادر نخواهیم بود افق واقعی آنرا ببینیم و در نتیجه تبیین ما از افق جنبش کارگری در آینده و سال 87 به دور از واقعیت خواهد بود. پس از دو دهه رکود وخفقان شدید از سال 60 تا 87 ، جنبش کارگری بار دیگر به حرکت درآمد و به صحنه آمد. طی این چند سال شاهد دهها اعتصاب و اعتراض کارگری بوده ایم. در نتیجه این اعتراضات و اعتصابات زمین زیر پای سرمایه داران لرزید و از هر امکانی استفاده نمودند تا بار دیگر این جنبش را به عقب برانند. اما دیگر دوران سرکوبهای سیاه دهه 60 سپری شده و نمی توانند روزانه دهها نفر را قتل عام کنند. مبارزه طبقاتی به پیش رفته و دست آوردهایی داشته است. پس از مراسم سال83 در سقز و تهاجم به آن دور جدیدی از مبارزه برای ایجاد تشکلهای طبقاتی آغاز شد و در جریان این کشاکش طبقاتی چندین کمیته کارگری ایجاد شد و فعالین جنبش کارگری بیشتری به صحنه آمدند. کمیته پیگیری ... و کمیته هماهنگی ... اتحاد کمیته های کارگری، شکل گرفتند و سندیکای شرکت واحد بدون مجوز موجودیت خود را اعلام نمود و اعتصاب بزرگی را در تهران انجام داد. تعدادی چهره های علنی و نیمه علنی فعالین کارگری به صحنه آمدند و مراسم روز جهانی کارگر از خانه ها بیرون آمد و در خیابانها برگزار گردید. شکل گیری شورای همکاری تشکلها و فعالین کارگری یکی دیگر از دست آوردهای جنبش کارگری در این دوران بود. تعداد اعتصابات کارگری و اعتراضات خیابانی آنها در این چند سال رشد قابل توجهی داشته و چند گام حکومت سرمایه داران را به عقب راند. کارگران نیشکر هفت تپه پس از اعتصاب بزرگشان تلاش نمودند تا سندیکای خود را ایجاد نمایند،که با بازداشت نمایندگانشان روبرو شدند. همه اینها بیانگر رشد تضادهای طبقاتی است،اما ضروری است ببینیم پیشروی جنبش کارگری به چه مدارجی رسیده و در چه موقعیتی قرار داریم. آیا در دوران اعتلای انقلابی هستیم؟آیا توازن قوا به ما اجازه می دهد تا تاکتیکهای تعرضی را در دستور کار قرار دهیم؟آیا سطح مبارزه کارگران از مدار سرمایه داری فراتر رفته؟چه درصدی از کارگران وارد مبارزه عملی وسیعی شده اند؟و بالاخره آیا طبقه کارگر در تمام جبهه ها وارد نبرد با سرمایه داری شده است؟

مبارزه کارگران را از چند جنبه باید مورد بررسی قرار دهیم. اولا بیشتر مبارزات کارگران در چند سال گذشته در ارتباط با دستمزدهای معوقه و یا تعطیلی کارخانه ها بوده است. البته نباید فراموش نماییم که مطالبه طبقه کارگر همیشه ریشه در بحران سرمایه داری دارد،اما شکل بروز آن و وسعت و دامنه آن مسئله ای بسیار با اهمیت و تعیین کننده است. یعنی اگر همین دستمزدهای معوقه و تعطیلی کارخانه ها در بیشتر صنایع وجود می داشت، طبیعتا جنبشی همه گیر و سراسری بوقوع می پیوست، اما این وضعیت اقتصادی سیستم سرمایه داری در ایران نیست. به عبارتی دیگر این شکل از بحران دامنگیر اکثر صنایع نیست و حکومت سرمایه دارای ایران به پشتوانه بودجه نفتی، از بروز چنین شکلی از بحران در مقیاس سراسری آن جلوگیری کرده است، اما به هیچ وجه قادر نبوده ونیست تا در کارخانه های تعطیل شده و دارای بحران مشکلات را حل نماید. طی چند سال گذشته شاهد دهها اعتراض، تجمع، و بستن جاده ها توسط کارگرانی که یا کارخانه شان تعطیل شده بوده و یا دستمزدشان را در یافت نکردند،بوده ایم. در اکثر موارد دولت سرمایه دارای ایران راه حلی جز سرکوب برای آن نداشته است. بنابر این دلارهای نفتی یا در جیب بزرگ سرمایه داران گم می شود یا صرف هزینه های سرسام آور نظامی می گردد و یا فقط تا حدودی به سر پا نگهداشتن صنایع بزرگ و مادر کمک کرده است. هر چند مبارزه طبقه کارگر ایران در چند سال گذشته فقط به کارخانه های بحران زده محدود نگردیده و مبارزه برای افزایش دستمزد، برای لغو قرار دادهای موقت و ... نیز در جریان بوده، اما این مبارزات به مراتب نمودهای کمتری به نسبت کارخانه های بحران زده داشته است. بنا بر این، در میدان مبارزه بخش کوچکتر طبقه کارگر به شکل گسترده و وسیعی حضور داشته و اکثریت آن در صفوفی عقبتر و با بروزی کمرنگتر حرکت کرده اند. از یکسو مبارزه کل طبقه کارگر در یک سطح نبوده و از سوی دیگر مطالبات آن بیشتر حول دریافت دستمزدهای معوقه دور زده است. هر چند که در جریان مبارزات کارگران و در گیری هایی که بوقوع پیوست، مبارزات رنگ و بوی سیاسی به خودش گرفت و اساسا همیشه مطالبات کارگران چاشنی سیاسی به همراه دارد، اما این به معنای یکی دانستن نعل به نعل مبارزه اقتصادی و سیاسی نیست. مبارزه دارای مدارج متفاوتی است، و در جریان تکامل خود می تواند شکل سیاسی پیدا کند. مبارزات طبقه کارگر هنوز مثل انقلاب 57 به مدارج اعتصابات و تظاهرات سراسری نرسیده و حول محور مطالبات ابتدایی طبقه کارگر حرکت می کند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادی در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:57 |

روز جهانی آزادی مطبوعات!

 

بهرام رحمانی

آزادی گوهری گران بهاست! انسان آزاد به دنیا می آید و آزاد هم باید زندگی کند. شکی نیست که اکثریت جامعه آزادی را ارج می نهند. اما اقلیتی تحت عنوان دولت، به ویژه حاکمان دیکتاتور، با اتکا به پلیس و برقراری سانسور و اختناق نه تنها آزادی را به مسلخ می برد، بلکه هر کسی به دفاع از آن برمی خیزد ترور می شود و یا به جوخه های مرگ رهسپار می گردد. به قول «چخوف»، مقدس ترین چیزها برای انسان سلامت روح، هوش، عشق و آزادی مطلق است.

در چنین شرایطی، دفاع از آزادی نه تنها امر دایمی نویسندگان، هنرمندان و روزنامه نگاران، نهادهای دمکراتیک، احزاب و سازمان های سیاسی عدالت خواه و برابری طلب، بلکه امر اکثریت شهروندان است. آزادی را باید پاس داشت و در دفاع از آن، در مقابل آزادی ستیزان با قدرت و سرافرازی ایستاد. با دفاع از آزادی است که می توان تبعیض و ستم و استثمار را از بین برد و برابری واقعی را در همه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برقرار کرد.

آزادی مطبوعات، یک رکن مهم و اساسی آزادی انسان و جامعه در بیان عقاید و باورهایش است. دولت های دیکتاتوری و سرکوبگر آزادی بیان، قلم و تشکل را برای موجودیت خود خطرناک می دانند و به همین دلیل سانسور و اختناق شدیدی را بر جامعه و آزادی های فردی و اجتماعی و عرصه مطبوعاتی اعمال می کنند تا به زعم خود، بقای حاکمیت خونین خود را تداوم بخشند.

سوم ماه می، توسط سازمان ملل متحد، روز آزادی مطبوعات نام گذاری شده است تا به این مناسبت، نسبت به روزنامه نگارانی که جان خود را در راه انجام وظیفه از دست داده اند ادای احترام شود و هم بر بنیادهای آزادی مطبوعات تاکید گردد.

بنا به گفته بی.بی.سی، به نقل از گزارشگران بدون مرز، از آغاز سال جاری میلادی تاکنون، ۸ روزنامه نگار در دنیا کشته شده اند و ۱۲۹ روزنامه نگار و ۶۳ وب نگار هم در زندان هستند. گزارشگران بدون مرز می ‌گوید: دشمنان آزادی مطبوعات، از قدرت خود برای زندانی و شکنجه کردن، ربودن و یا حتا قتل روزنامه ‌نگاران استفاده می ‌کنند.

بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، در پیامی که امسال برای گرامی داشت روز آزادی مطبوعات منتشر کرده گفته است که «دست یابی به اطلاعات این توانایی را به انسان می دهد که زندگی خود و جامعه اش را تغییر بدهد. به توصیف بان، دسترسی به دانش برای تقویت تخیل و توان انسان به دگرگون کردن زندگی همان قدر ضروری است که وجود آب برای ادامه حیات لازم است.»

اما همگان آگاه هستند که سازمان ملل، همانند عرصه های دیگر در عرصه آزادی مطبوعات نیز قوانین خود را پیگیری نمی کند. در سال های اخیر حتا در همین غرب نیز آزادی مطبوعات مورد تهدید به اصطلاح دولت های دمکرات قرار گرفته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادی در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:41 |

با هم اول ماه مه را جشن میگیریم

 

 

کارگران سراسر جهان، اول ماه مه را جشن میگیرند، در حالیکه  سرمایه باهدف کسب سود، آزمندانه به هرجا که کم هزینه تر و پرسودتر باشد، حریص تر از گذشته مرزها را در نوردیده و بدون ذرهای توجه به سرنوشت میلیونها کارگر و خانوادههایشان، باوحشیانه ترین شیوه ها آنها را استثمار وبیکار میسازد. سیستم سرمایه داری جهانی، دست سرمایه داران را برای هرگونه تهاجم لجام گسیخته به ابتدائی ترین حقوق کارگران بازگذاشته و با تهدید به انتقال و خارج کردن سرمایه هایشان، دستمزدها را پائین میآورند، ساعات کار را بالا میبرند، تعطیلات و مرخصی ها را  محدود میکنند، سهم بیمه و بازنشستگی کارگران را نمیپردازند، از پرداخت مالیاتها سر بازمیزنند و بسیاری مزایا و حقوق کارگری را حذف میکنند. آنان همچنین به یاری دولتهای حامی خود و سازمانهای رفرمیست و سازشکارشان با در پیش گرفتن سیاستهای نئولیبرالی و خصوصی سازی به تسهیلات هرچه بیشتر مالی، بانکی، حقوقی و ... برای انباشت سرمایه  و تثبیت سلطه ی خود بر طبقه ی کارگر دست مییابند.

2 - کارگران سراسر جهان اول ماه مه را جشن میگیرند، در حالیکه میلیونها خانوار کارگری و سایر اقشار مردم در اقصا نقاط جهان در آتش جنگ سوخته و میسوزند. سرمایه ی نظامی و کنسرنهای تسلیحاتی و همچنین کارتلهای نفتی با دامن زدن به جنگهای محلی و منطقه ای، بازارهای فروش اسلحه ی خود را گسترش میدهند تا به قیمت جان میلیونها انسان، به سودهای باز هم بیشتری دست یابند.

امپریالیسم آمریکا و متحدین سرمایه داری اش با سیاست جنگ طلبانه و تجاوزکارانه برای هژمونی طلبی و کسب حداکثر سود، قتل عام وسیعی را در منطقه خاورمیانه به راه انداخته اند که تاریخاً محکوم به شکست است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادی در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:34 |

سخنرانی در اول مه

هاید پارک- لندن، می 1890

النور مارکس

 

ما به اینجا نیامده‌ایم تا کار احزاب سیاسی  را انجام دهیم، بلکه آمده‌ایم تا از امر کارگر، به شیوه‌ی خودش دفاع کنیم و خواهان تحقق حقوقش گردیم. من زمانی را بیاد میآورم که به همین هاید پارک آمدیم و خواهان تصویب لایحه‌ی 8 ساعت کار شدیم. در آن زمان ما باندازه‌ی انگشتان دست بودیم. آن تعداد به صدها و بعدا به هزارها رسید. امروز به این تظاهرات با شکوه و جمعیتمان نگاه کنید که پارک را پر کرده‌ است. ما محکم روی پاهایمان ایستاده‌ایم تا با یک تظاهرات دیگر روبرو شویم، اما من خوشحالم که میبینم توده‌های عظیمی از مردم در طرف ما هستند. آن کسانی از ما، که با همه‌ی نگرانیهای ناشی از اعتصاب باراندازان(1)، و بویژه اعتصاب کارگران گاز، شریک شدیم و مردان، زنان و کودکانی را پیرامون خود دیدیم که از اعتصاب به تنگ آمده بودند، مصمم هستیم تا هشت کار بدست آمده را به صورت قانون درآورده و تضمینش کنیم.(2) یا ما این کار را میکنیم و یا (کارفرمایان) در اولین فرصت آنرا پس میگیرند. در چنین روز با شکوهی ما میتوانیم این امر را متحقق کنیم، در غیر اینصورت، باید تنها خود را ملامت کنیم. این بعدازظهر در این پارک مایکل داویت(3) در میان ماست که روزگاری توسط گلادستون(4) به زندان افکنده شد. اما در حال حاضر گلادستون با مایکل میانه‌ئی عالی دارد. به نظر شما چه چیزی باعث این تغییر شده است؟ چرا حزب لیبرال ناگهان تغییر آئین داده و طرفدار دادن قدرت به ایالات شده است؟ خیلی ساده به این دلیل که ایرلندیها 80 نماینده به مجلس عوام فرستادند تا از محافظه‌کاران دفاع کنند. به همین شکل ما باید دم آن نمایندگان لیبرال و رادیکالی بگیریم و بیرون بیاندازیم، اگر با برنامه‌ی ما مخالفت کنند. 

این بعدازظهر من فقط به عنوان یک فعال اتحادیه صحبت نمیکنم، بلکه به عنوان یک سوسیالیست هم صحبت میکنم. ما سوسیالیستها بر این باوریم که تحقق 8 ساعت کار روزانه یک قدم اولیه و بسیار فوری است که باید برداشته شود و هدف ما رسیدن به زمانی است که دیگر یک طبقه وجود نداشته باشد تا دو طبقه‌ی دیگر را تغذیه کند، اما  بیکاری  در آن زمان نه در بالای جامعه وجود خواهد داشت و نه در پائین جامعه. تحقق ده ساعت کار هدف نهائی ما نیست، بلکه آغاز مبارزه است. کافی نیست که ما تظاهرات راه بیاندازیم برای 8 ساعت کار روزانه. ما نباید مثل مسیحیانی باشیم که 6 روز مرتکب گناه میشوند و روز هفتم به کلیسا میروند، بلکه ما باید بطور روزانه راجع به امرمان صحبت

کنیم و مردان و بویژه زنانی را که می بینیم تشویق کنیم تا به صفوف ما بپیوندند و کمکمان کنند.

بر خیزید شما شیران خفته

با جمعی بسیار، شکست نایذیر

رنجیرانی را که هنگام خواب بر شما افکنده‌اند به تکان آرید و

آنها را همچون شبنمی که به زمین میریزد، بیفشانید.

شما بسیارید، آنها اندکند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادی در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 3:58 |

پرتوان باد همبستگی بین المللی کارگران!

اطلاعیه کمیته‌ خارج کشور حزب کمونیست ایران به‌ مناسبت اول ماه مه

 

کارگران! انسانهای آزاده!

پیشاپیش فرا رسیدن اول ماه مه، روز جهانی کارگر را به شما زنان و مردان کارگر و همه انسانهای آزادیخواه تبریک می گوئیم. به این امید که با اتکاء به تجارب سالهای گذشته، رژه جهانی روز کارگر را به میدان مبارزه طبقاتی مان به وسعت تمام جهان علیه بربریت نظام ظالمانه سرمایه‌داری تبدیل کنیم.

اول ماه مه روز اتحاد و همبستگی بین المللی کارگران در شرایطی برگزار می شود که بربریت نظام سرمایه داری در سراسر جهان فقر و بیکاری، تبعیض و نابربری سیاسی اقتصادی، جنگ و آوارگی را بر میلیاردها انسان اعم از پیر و جوان و زن و مرد تحمیل کرده و هر روز بیش از گذشته بر ابعاد تباهی جمسی و روحی مردم زحمتکش افزوده می شود. جهانی که براساس رنج و کار کارگران و محرومان جامعه سرپای ایستاده، بیش از هرزمانی به یک جهنم غیرقابل تحمل برای اکثریت ساکنان کره زمین تبدیل شده است. 

طبقه کارگر در ابعاد بین المللی و در تمام جبهه های نبرد طبقاتی علیه نظام سرمایه داری و علیه سرکوب و استثمار بی حصار و توحش و بربریت جهانی حاصل از این مناسبات ظالمانه، به مبارزه برخاسته و به همراه جنبش میلیونی مبارزه علیه جنگ امپریالیستی و علیه پیامدهای ویرانگر سیاستهای نئولیبرالی نمونه های درخشانی را به نمایش گذاشته است. 

کارگران ایران خود را متعلق به این صف گسترده جهانی نبرد علیه نظام سرمایه داری دانسته و در ایران نیز علیه دولت جمهوری اسلامی به مبارزه برخاسته که با اتکای به دستگاه گسترده و مافیایی سپاه پاسداران سیاست سرکوب، اختناق و دیکتاتوری و سرکوب وحشیانه مبارزه کارگران، زنان، دانشجویان و همه نداهای حق طلبانه صحنه سیاسی جامعه را بی محابا پیشبرده و با زندانی کردن رهبران و فعالین کارگری، شکنجه و اعدام هزاران مبارز انقلابی، سنگسار نمودن صدها زن مبارز و ستمدیده و محروم کردن کارگران، زنان و همه جنبش های اجتماعی از حق اعتراض و تشکل، تلاش می کند که اعتراض گسترده و عمومی مردم آزادیخواه ایران را خاموش کند. 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط آزادی در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:24 |

"محمود صالحی" آزاد شد

                                                                             

        

 

پس از تحمل 1 سال و 14 روز زندان، سرانجام ساعت 3 بعد از ظهر امروز یکشنبه 18 فروردین ماه"محمود صالحی" رهبر سرشناس و شناخته شده جنبش کارگری ایران از زندان جمهوری اسلامی آزاد شد.

"محمود صالحی" که به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم اول ماه مه به 1 سال زندان تعزیری و 3 سال زندان تعلیقی محکوم شده بود، روز دوشنبه 20 فروردین ماه سال 1386 در محل کارش در شهر سقز بازداشت و دوره محکومیت 1 ساله خود را در زندان مرکزی سنندج گذراند.

"محمود صالحی" که تنها با 20 درصد از یک کلیه زندگی می کرد طی مدت زندان به دلیل شرایط سختی که رژیم به وی تحمیل نموده بود و به دلیل جلوگیری از مداوای موثر، با عوارض متعددی ناشی از این بیماری دست و پنجه نرم می کرد، اما وی همچنان که شایسته یک رهبر کارگری چون وی بود، با تمام این مصائب دلیرانه و با روحیه ای قوی روبرو شد و لحظه ای از مبارزه برای آرمانهای برحقش در زندان هم کوتاهی نکرد.

ما آزادی این رهبر بزرگ و شایسته را به خانواده اش، به کارگران و همه مردم کردستان، به کارگران و همه مردم آزادی خواه ایران تبریک می گوئیم و برای "محمود صالحی" عزیز آرزوی سلامتی و بهبودی کامل و موفقیت در همه امور زندگی و مبارزاتیش را داریم.

+ نوشته شده توسط آزادی در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 5:8 |

جان محمود صالحی در خطر است

 

 

انسانھای آزادیخواه،احزاب و سازمانھای چپ و سوسیالیست

محمود صالحی از رهبران شناخت شد ه جنبش کارگری ایران، علی رغم سپری شدن محکومیت یک ساله زندانیش که چھارم فروردین 87 به پایان رسید،به جای ازاد شدن اززندان، از طرف مقامات زندان و دادسرای شھر سنندج در تاریخ 27 اسفند 86 به جرم ارسال پیامھای همبستگی به جنبش دانشجوئی، روز جھانی زن و همچنین پشتیبانی ازفراخوان 6 مارس نھادهای بین المللی کارگری برای آزادی فعالین کارگری، قرار بازداشت موقت برایش صادر شده وعملا از آزادی ایشان از زندان جلوگیری میشود.

محمود به محض اطلاع از این پروند ه سازی بیجا و بیعدالتی آشکار ک ه باهیچ معیارقانونی همخوانی ندارد، بلا فاصل