تبليغاتX
بدون سانسور
 
جهان بینی مارکسیستی و منعکس کننده حقیقت
 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

به مناسبت روز جهانی مبارزه برای لغو مجازات اعدام

 

روز دهم اکتبر برابر با 18 مهر ماه روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام است. حزب کمونیست ایران که به سهم خود برای الغای مجازات اعدام در سطح جهان مبارزه میکند، به این مناسبت به همه آنهایی که در سنگر مبارزه برای لغو مجازات اعدام تلاش میکنند، درود می فرستد.

مجازات اعدام قتل نفس آگاهانه  است که ارتکاب آن به قدمت وجود دولت های طبقاتی در طول تاریخ زندگی بشر است. توجیه گران و مدافعان این قانون میگویند مجازات اعدام برای دفاع از امنیت عمومی، جلوگیری از ارتکاب جنایت و تامین حقوق شهروندان صورت می گیرد، اما در پس این عبارات فریبکارانه واقعیت های هولناک دیگری نهفته است. در همین نظام سرمایه داری عصر حاضر و در همین صد سال گذشته شمار انسانهایی که بخاطر مخالفت هایشان با دولت های حاکم، بخاطر عقاید و باورهایشان، بخاطر دفاع از حقوق اولیۀ انسانی شان، اعدام و در واقع قتل عام شده اند، هزاران برابر بیش از شمار کسانی است که به دلیل ارتكاب جرم و جنایت اعدام شده اند. اعدام افراد عادی با توجیه قانونی در واقع پوششی برای جنایات بمراتب گسترده تری بوده است. بنابراین اگر قرار باشد کسانی بخاطر آدم کشی مجازات شوند قبل از هر کسی بایستی سراغ دولتهایی را گرفت که در چنین مقیاسی، به طور سازمان یافته و آگاهانه به ارتکاب جنایت مشغول هستند.

اما در هر صورت مهمترین توجیه مجازات اعدام، گویا اثرات بازدارندۀ آن برای جلوگیری از تکرار جنایت و مصون نگاه داشتن جامعه از خطر مجرمین است. در حالی که تجربۀ همه کشورهای جهان نشان داده است که وجود این مجازات نه تنها اثر بازدارنده نداشته بلکه با ترویج روح خشونت در جامعه و کاهش حرمت جان انسانها، آنرا تشدید هم کرده است. مقایسه کشور امریکا که در آن سالانه به طور متوسط 75 مورد اعدام صورت می گیرد، با کشورهای اروپایی که در آنها مجازات اعدام لغو شده است، از این لحاظ بسیار گویا است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 14:11  توسط آزادی  | 

اطلاعیه کمیته مرکزی حزب کمونیست ایران

بمناسبت آغاز سال تحصیلی (1389- 1388)

 

امسال در شرایطی به پیشواز سال تحصیلی جدید می رویم که جامعه ایران رویدادهای سیاسی مهمی را از سر گذرانده است. دانشجویان، دانش آموزان، استادان و معلمان ایران خود در مرکز این رویدادها قرار داشتند.

خیزش توده ای روزهای بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد بار دیگر پرونده قدرت سیاسی را به روی جامعه باز کرد، ناآگاه ترین اقشار جامعه را بطور مستقیم یا غیر مستقیم به دخالت در سیاست کشاند، رقابت و کشمکش جناح ها بر سر نتایج انتخابات را به بحرانی حکومتی تبدیل کرد و تاثیرات عمیق و ماندگاری بر فضای جامعه بر جای گذاشت. مردم ایران که فرصتی یافتند تا در ابعاد توده ای فوران خشم فروخورده خود علیه حاکمیت سی ساله رژیم را به نمایش بگذارند در این دوران درس ها و  تجارب گرانبهایی آموختند.

درمتن این تحولات به دلیل فقدان یک رهبری رادیکال و انقلابی که بازتاب خواستها، امیال و انگیزه مردم رنجدیده و خشمگین ایران باشد، به دلیل نبود صف طبقاتی مستقل طبقه کارگر، به دلیل نارسائی در سازمانیابی دیگر جنبش های رادیکال اجتماعی، رهبری خیزش توده های مردم عملا و بطور عینی به دست جریان موسوی-کروبی و طیف اصلاح طلبان حکومتی افتاد. این جریان ضد انقلابی  که به برکت سهیم بودن در حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی طی سالها توانسته بود امکانات وسیع مادی، تبلیغاتی، سازمانی و کادر انسانی را برای پیشبرد پروژه اصلاح جمهوری اسلامی فراهم کند، با اتکا به تمام این امکانات تلاش کرد تا خیزش توده های مردم را در جهت اهداف بورژوائی خود به کنترل در آورد.

اما توده های مردم به تجربه مبارزات خود دریافتند که اصلاح طلبان حکومتی که برای کسب موقعیت از دست رفته به اعتراضات توده ای پناه آورده بودند بیش از آنکه از کودتاگران حاکم هراس داشته باشند از رادیکالیزه شدن اعتراضات مردم وحشت دارند. مردمی که نماد تحقق خواستهای خود را در شعار  مرگ بر دیکتاتور بازیافته بودند دریافتند که موسوی و اصلاح طلبان حکومتی با استراتژی حفظ نظام اسلامی و با شعارها و تاکتیک های بزدلانه صلاحیت و توانائی رهبری اعتراضات مردم را ندارند.

مردم در جریان رودرروئی با نیروهای سرکوبگر رژیم شجاعت متهورانه ای از خود نشان دادند و در این مبارزات ابتکارات نوینی را بکار گرفتند، اما در همانحال دریافتند که بلحاظ تشکل و سازمانیابی و در غیاب یک رهبری که تصویر روشنی از روند سرنگونی جمهوری اسلامی، فردای پیروزی و چگونگی تحقق خواستهای آنها داشته باشد، هنوز آمادگی دست بردن به نبرد نهایی را ندارند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 18:20  توسط آزادی  | 

نگراني مشترك جمهوري اسلامي و غرب در خصوص اوضاع سياسي در ايران

 

مطرح شدن مجدد پرونده هسته اي جمهوري اسلامي و واكنش دولت هاي  غربي نسبت به مواضع حكومت ايران، نشان از آن دارد كه هر دو طرف در خصوص آينده اوضاع سياسي در ايران نگرانيهاي مشتركي دارند.

در حاليكه دولت هاي  غربي اذعان مي كنند كه بسته پيشنهادي جديد ارائه شده از سوي جمهوري اسلامي حاوي هيچ نكته تازه اي نيست، اما آمريكا و اتحاديه اروپا اعلام كرده اند كه عليرغم اين موضوع همچنان خواستار مذاكره با مقامات حكومت جمهوري اسلامي هستند.

"رابرت گیبز"، سخنگوي كاخ سفيد، ضمن تاكيد بر پذيرش مذاكره با جمهوري اسلامي از سوي آمريكا، اعلام كرده، گرچه حكومت ایران گفته است كه درباره برنامه هسته‌ای خود مذاکره نمی‌کند، اما آمریکا به هر حال این مسئله را مطرح خواهد کرد.

همزمان "خاوير سولانا"، مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا، نيز در بيانيه اي ضمن اشاره به اينكه  بسته پيشنهادی جمهوري اسلامي به پرسش های مربوط به برنامه هسته اي پاسخ نداده است، خواستار مذاکره فوری با رژيم ايران شده است.

تلاش دولت هاي غربي براي مذاكره با جمهوري اسلامي در حالي است كه "احمدی‌نژاد"، در دیدار با سفیر جدید بریتانیا در ایران، بار دیگر با اشاره به پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی، گفت: ما آماده گفتگو در مورد مسائل بين المللي هستيم، اما درباره مسئله هسته اي با كسي مذاكره نخواهيم كرد.

واكنش دولت هاي  غربي در قبال مواضع جمهوري اسلامي نشان مي دهد كه اين دولت ها كه رژيم حاكم بر ايران را در ضعيف ترين موقعيت در طي 30 سال حاكميتش مي دانند، قصد دارند با دادن كمترين امتيازات وارد مذاكره با جمهوري اسلامي شوند و رژيم نيز با تشخيص اين مسئله تنها بر روي مسئله هسته اي متمركز شده است.

اما واقعيت آن است كه به همان ميزاني كه جمهوري اسلامي نگران اوضاع داخلي و اعتراضات توده اي است، دولت هاي  غربي نيز در اين نگراني با جمهوري اسلامي سهيم هستند.

آنچه كه در بسته پيشنهادي رژيم ايران قابل توجه است، تلاش براي گروكشي از دولتهاي غربي با استفاده از بحرانهاي منطقه اي است. در مورد مسئله فلسطين صريح تر و در مورد مسائلي نظير لبنان، افغانستان و عراق قدري پوشيده تر همين سياست فرموله شده است. اما از هر دو سو، هم از سوي دولتهاي موسوم به گروه 1+5 و هم از سوي جمهوري اسلامي تلاش مي شود كه واقعيتها از چشم مردم پوشيده نگه داشته شوند.

غربي ها مي گويند مذاكره تنها بر سر غني سازي اورانيوم است و جمهوري اسلامي مي گويد مسئله غني سازي در  گفتگوها جايي ندارد و مسئله از نظر اين رژيم خاتمه يافته است و اينچنين روشن است كه هر دو طرف به افكار عمومي دروغ مي گويند. اما هر دو طرف نگراني مشتركي دارند و آن اين است كه اوضاع سياسي ايران به كدام سو مي رود و آينده رژيم جمهوري اسلامي چه خواهد شد؟.

جمهوري اسلامي در دوره بحراني كنوني به شدت نيازمند نجات از بحران اقتصادي است. كاهش محدوديتهاي اقتصادي عليه ايران تنها دريچه اي است كه رژيم براي تخفيف بحران اقتصادي سراغ دارد، اما اين دريچه با نخواهد شد اگر جمهوري اسلامي به سازشهاي معيني تن ندهد. مقابله با بحران اقتصادي و يا حداقل تخفيف آن، در عين حال براي رژيم راهي جهت كنترل بحران سياسي نيز خواهد بود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 17:53  توسط آزادی  | 

تجاوز و قتل و گورهای دسته جمعی!

 بهرام رحمانی

 

در جريان اعتراضات سه ماه اخیر هزاران نفر از فعالین سياسى و اجتماعی، دانشجویان، کارگران، روزنامه نگاران، مردم معترض و حتی ده ها تن از چهره های شناخته شده جناح اصلاح طلب حکومتی، از سوى نيروهاى امنيتى بازداشت و به بازداشتگاه هاى مختلف مخفی و علنی منتقل داده شدند. در این مدت، خبرها و گزارش هاى تکان دهنده ای از بدرفتارى شديد با زندانيان، ضرب و شتم و تجاوز آن ها و حتی قتل تعدادى از بازداشتى ها در زير شكنجه و دفن آن ها در گورهای دسته جمعی، از زبان سران حکومتی در رسانه های داخلی و خارجی منتشر شده است.

۱۵ شهريور ۱۳۸۸، بخش خبری 20:30، «صدا و سیما» حکومت اسلامی، در اقدامی نادر،‌ گزارشی نسبتا‌ مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت های صورت گرفته در آن را پخش كرد.

به گزارش عصر ايران، در اين گزارش برای اولين بار تصاويری نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش در‌آمد كه نشان می داد، ‌اين مكان، نه يك بازداشتگاه متعارف، بلکه مجموعه ای از سوله ها و بناهای احداث شده در يك محيط بيابانی بوده است كه متاسفانه از آن برای نگهداری انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده می شد.

در اين گزارش، در گفتگو با پدر يكی از قربانيان كهريزك (كامرانی)، وی به صراحت از برخی اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك، ‌مننژيتی بوده اند، ‌انتقاد شد و به علاوه سردار تشكری، ‌ریيس بازرسی كل نيروی انتظامی نيز صراحتا اقرار کرد متهمانی كه جنايات كهريزك را رقم زدند،‌ نيروهای رسمی اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و هم چنين ذكر شد كه برخی قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اند كه پرونده های آنان نيز در مراجع قانونی تحت رسيدگی است.

بهرامی، ‌رياست دادسرای نيروهای مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهای صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادی از بازداشتی ها بوده است و نه بيماری قبلی آن ها و عللی از اين دست.

هر چند که در این برنامه تلویزیونی از مسئولین حکومت اسلامی به جنایات در کهریزک رسما اقرار می کنند دلیلش این است که این مساله بیش از تصور حکومتیان در جامعه داخل و خارج کشور افشا شده است در واقع تلاش دیگر سران حکومت اسلامی است که باز آن به را به چند مامور محدود کنند و حاکمیت را مبرا سازند؛ به طوری که در برنامه سيما، از دستور خامنه ای در خصوص تعطيلی بازداشتگاه كهريزك و اقداماتی كه متعاقب آن توسط شورای عالی امنيت ملی،‌ قوه قضاييه، ‌مجلس شورای اسلامی،‌ نيروی انتظامی و استانداری تهران برای پيگيری موضوع و احقاق حقوق بازداشتی ها صورت گرفته نيز اطلاعاتی منتشر شد كه در بخشی از آن  مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادی از آنان برای درمان عوارض ناشی از بازداشت، ‌به بيمارستان هايی در تهران و كرج معرفی شده اند. در حالی که این جنایات نه فقط به کهریزک محدود می شود و در زندان های سراسر کشور جنایات مشابهی جریان دارد و نه به چند مامور محدود می گردد، بلکه همه سران و مسئولین حکومت اسلامی، در سازمان دهی و گسترش ترور و قتل و شکنجه و کشتن زندانیان و اعدام دسته جمعی آن ها  نقش مستقیم دارند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 19:0  توسط آزادی  | 

گفت و گوی مجله آرش با صلاح مازوجی

 

                                                                                                                                

آرش:  

شما جزو کدام دسته بودید؟ شرکت در انتخابات یا تحریم؟ چرا؟

 

صلاح مازوجی:

آن دسته از احزاب و نیروها و افرادی که به مردم فراخوان شرکت در انتخابات رژیم را دادند، در واقع با این سیاست خود عملا به رژیم جمهوری اسلامی و انتخاباتش مهر مشروعیت کوبیدند. این جریانات در این شرایط بحرانی که رژیم برای بقای خود بیش از هر زمان دیگری به کشاندن مردم به پای صندوق ها و "کسب مشروعیت" نیاز داشت به یاری جمهوری اسلامی شتافتند. جمهوری اسلامی که مدتهاست رابطه اش را با مردم اساسا بر مبنی سرکوب تعریف کرده است، برای حدادی کردن ماشین سرکوبش، برای اعتماد بنفس دادن به نیروهای سرکوبگرش و تداوم سرکوب لجام گسیخته به کشاندن مردم به پای صندوق ها رای نیاز داشت، جریاناتی که فراخوان شرکت در انتخابات رژیم را دادند عملا به حدادی کردن ماشین سرکوب رژیم علیه مردم کمک رساندند. تکلیف ما با این دسته از احزاب و گروهها روشن است، موضع شرکت در انتخابات یک موضع ارتجاعی است، این جریانات را ارتجاعی می دانیم.

اما موضع ما فراتر از تحریم انتخابات بود. ما از ابتدای سرکار آمدن جمهوری اسلامی با کلیت این رژیم سیاسی و با کلیه ساختارهای حاکمیت آن مخالف بوده ایم بنابراین هر موضع و سیاستی را که بنحوی تداعی کننده مشروعیت دادن به نظام جمهوری اسلامی باشد را نادرست می دانیم. از این لحاظ سیاست و موضع تحریم انتخابات نادقیق است و موضع ما را بطور کامل بیان نمی کند. سیاست تحریم اگرچه مشروعیت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی و یا انتخابات معینی  را رد می کند اما بطور تلویحی به مشروعیت کلیت رژیم و ساختارهای حاکمیت آن مهر تایید می زند، یا حداقل این معنی را هم به ذهن تداعی کند. سازمان یا حزبی که انتخابات را تحریم می کند ناگفته پیش شرط هایی را جلو پای جمهوری اسلامی می گذارد که اگر جمهوری اسلامی به آن شرایط تن دهد لابد آن حزب یا سازمان موضع تحریم را پس می گیرد. در صورتیکه برای ما پیش شرط یک انتخابات واقعا آزاد سرنگونی جمهوری اسلامی است. شما می توانید تصور کنید هر کدام از پیش شرط های برگزاری یک انتخابات آزاد یکی از پایه های حاکمیت جمهوری اسلامی را ویران می کند. با این توضیحات خواستم بگویم که سیاست تحریم  موضع ما را به بطور کامل و دقیق بیان نمی کند. با اینهمه ما در تبلیغ حول این مسئله مته به خشخاش نزدیم چون می دانیم بخشی از نیروهای چپ که موضع تحریم را دارند توهمی به کلیت این رژیم ندارند شاید برای این بخش از نیرو ها، سیاست و یا مقوله "تحریم" به یک اغماض یا عدم دقت و اشتباه مصطلح در ادبیات سیاسی آنان تبدیل شده است.

ما در فرصتی که نمایش انتخاباتی در جریان بود به تبلیغات افشاگرانه در مورد ماهیت جمهوری اسلامی، ماهیت واقعی جنگ جناح های درون رژیم، و به جایگاه "انتخابات" در نظام جمهوری اسلامی پرداختیم و به مردم فراخوان دادیم به پای صندوق های رای نروند. از فعالین و پیشروان سوسیالیست جنبش های اجتماعی خواستیم تا از این فرصت استفاده کنند و راه رهائی از چنگ همه  مصائب و محرومیت ها، راه تشکل یابی و راه خلاصی از شر جمهوری اسلامی را به مردم نشان دهند. از این فرصت استفاده کنند و آگاهی به ضرورت سازماندهی انقلاب اجتماعی و سوسیالیسم را به اعماق جامعه ببرند.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 18:41  توسط آزادی  | 

یاد رفیق "هوشی مین" کمونیست رزمنده و انقلابی گرامی باد

 

 

"میان سرمایه‌داری و سوسیالیسم دره عمیقی است که باید با خاکستر کمونیست‌ها پر شود. ما می‌خواهیم خاکستر این دره باشیم."

روز سوم سپتامبر١۹۶۹جنبش کمونیستی و انقلابی جهانی یکی از رهبران خود، رفیق "هوشی مین" مبارز سرسخت، انترناسیونالیست کبیر و سمبل مبارزات انقلابی عصر ما را از دست داد.

رفیق "هوشی مین" کمونیستی خستگی ناپذیر بود که از همان اوائل زندگی خود به فعالیتهای انقلابی روی آورد. زندگی‌اش را در راه آزادی طبقه کارگر و مبارزه علیه امپریالیسم نهاد.

او یکی از فعالین و اولین اعضاء حزب کمونیست فرانسه بود که در سال ١۹٢١ بهمراه تعدای از رزمندگان مستعمرات فرانسه "اتحاد بین المستعمرات" را بمنظور مبارزه‌ای هماهنگ و پی‌گیر علیه امپریالیسم فرانسه پایه گذاری کرد. رفیق "هوشی مین" بعنوان یک کمونیست، با ایمان زوال ناپذیرش به نقش توده‌ها در تاریخ، تلاش گسترده‌ای را بمنظور تشکل و آگاهی توده‌ها بمنظور برانداختن سلطه امپریالیسم فرانسوی و مرتجعین داخلی، از هندوچین آغاز نمود. او پی‌گیرانه در راه ایجاد حزب طراز نوین طبقه کارگر تلاش نمود و در فراخوان تأسیس حزب چنین گفت:

" یک حزب کمونیست در هندوچین تأسیس شده است، این حزب طبقه کارگر است. حزب به طبقه کارگر در انقلاب و مبارزه برای خواستهای تمام مردم ستمدیده و استثمار شده ما رهنمود خواهد داد. از هم اکنون ما باید به حزب بپیوندیم و به آن کمک کنیم و از آن پیروی کنیم."

در اثر رهبری درست رفیق "هوشی مین" حزب کمونیست ویتنام، جنبش ضدامپریالیستی–دمکراتیک توده‌ها را به بهترین وجه رهبری نمود. فراخواندن "هوشی مین" برای قیام عمومی در لحظه مناسب بیانگر توانائی او در رهبری صحیح توده‌ها بود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 21:17  توسط آزادی  | 

گرامی یاد یازده شهریور سالروز تشکیل حزب کمونیست ایران

 

 

یازدهم شهریور سالروز تشکیل حزب کمونیست ایران است. 26 سال پیش در چنین روزی، حزب کمونیست ایران، در یک کنگرۀ موُسس بنیان گذاری شد و رسما موجودیت خود را اعلام نمود.جریانات تشکیل دهنده  حزب، از اعضاء و فعالین کومه له، سازمان اتحاد مبارزان کمونیست، بخشی از سازمان پیکار در راه آزادی طبقۀ کارگر، بخشی از چریکهای فدایی خلق ایران وبرخی دیگر از جریانات خط 3 بودند . پیوستن به حزب کمونیست ایران با استقبال عمومی در صفوف کومه له روبرو شد و از آن موقع تاکنون مبارزین کومه له د رکردستان، با سربلندی وامید پرچم این حزب را همراه با دیگر همرزمانشان برافراشته نگاه داشته اند.

 با اعلام تاسیس حزب کمونیست ایران، جریانی که از چند سال پیش از آن، در جنبش کمونیستی ایران برآرمان رهایی بخش طبقۀ کارگر، بر لزوم تشکل مستقل طبقۀ کارگر، بر اهداف وخواستهای این طبقه پای فشرده بود وکارگران را به مبارزۀ مستقل وانقلاب طبقاتی خود فراخوانده بود،  نه فقط آنچه راکه تا آن زمان بدست آورده بود، تثبیت کرد، بلکه مسیر پیشروهای هر چه بیشتر را هم هموار نمود. این نقطۀ آغازی بود در راهی که طبقۀ کارگر میتواند و باید پیروزمندانه بپیماید تا از طبقۀ استثمار شونده ومحروم این جامعه به طبقۀ حاکم گذر کند. و با بدست گرفتن اهرم های قدرت سیاسی، بنیان جامعۀ طبقاتی را زیرورو سازد وسرانجام به تمام مصائب موجود اجتماعی، ستم ها، نابرابری ها، تبعیض واستثمار انسان توسط انسان خاتمه دهد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 21:9  توسط آزادی  | 

گسترش اعتراضات كارگری و تشدید فشارها علیه فعالین كارگری  

 

 

طی روزهای اخیر و به دنبال عدم پرداخت دستمزدهای معوقه و دیگر مطالباتشان، كارگران چندین واحد صنعتی و تولیدی در شهرهای مختلف ایران دست به تجمعات اعتراضی زدند.

400 كارگر کارخانه "چینی البرز" در مقابل استانداری قزوین تجمع كرده و خواستار پرداخت فوری 2 ماه دستمزدهای معوقه خود شدند. گفته می شود كارخانه مذبور در آستانه تعطیلی قرار دارد و كارگران آن نیز با خطر اخراج روبرو هستند.

دهها كارگر شرکت "واگن پارس" در شهر اراك با برپایی تجمع اعتراضی خواستار پرداخت 4 ماه دستمزدهای معوقه و رسیدگی به وضعیت خود شده و تهدید كردند در صورت بی توجهی مسئولین به سوی استانداری استان مركزی راهپیمایی خواهند كرد، اما نیروهای سپاه و پلیس ضد شورش از ترس خروج كارگران از كارخانه این واحد را به محاصره خود درآوردند.

دهها كارگر کارخانه "آی تی آی" وابسته به شركت صنایع مخابراتی راه دور ایران كه 7 ماه دستمزدهای معوقه خود را دریافت نكرده و از سوی كارفرما تهدید به اخراج شده اند، در محوطه كارخانه در شهر شیراز تجمع كرده و رسیدگی به مشكلات و پرداخت مطالباتشان را خواستار شدند.

کارگران کارخانه قند "کامیاب" در اعتراض به عدم پرداخت 3 ماه دستمزدهای خود در مقابل فرمانداری خمینی شهر در استان اصفهان تجمع كردند و شماری از کارگران شرکت های "احیا گستر سبز" و "جی پی آی" وابسته به کارخانه ایران خودرو نیز با برپایی تجمع نسبت به عدم پرداخت حق بیمه خود اعتراض کردند.

كارگران كارخانه "شیشه مینا" در استان قزوین دست به تجمع زده و خواستار پرداخت مطالبات معوقه خود شدند.

پیش از این نیز كارگران اخراجی انتشارات امیر كبیر، كارگران شهرداری خوزستان، نساجی سیمین اصفهان و  شرکت آجر ثبات با برپایی تجمعات اعتراضی خواستار رسیدگی به مشكلاتشان شده بودند.

همزمان با گسترش اعتراضات كارگری در شهرهای مختلف ایران، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم فشار، تهدید و بازداشت علیه فعالین كارگری را تشدید كرده است.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 19:55  توسط آزادی  | 

پاسخ جنبش آزادیخواهانه مردم ایران به بیدادگاههای رژیم

 

 

چهارمین جلسه از سری محاكمات معترضان به نتایج انتخابات فرمایشی ریاست جمهوری و بازداشت شدگان اعتراضات اخیر روز سه شنبه 3 شهریور ماه در مجتمع قضایی خمینی در تهران برگزار شد.

در 3 جلسه محاكمات قبلی تنها شماری كمی از فعالین سیاسی وابسته به اصلاح طلبان حكومتی حضور داشتند، اما در جلسه چهارم شمار زیادی از این طیف از جمله سعید حجاریان، مصطفی تاج زاده، بهزاد نبوی، محسن میردامادی، محسن امین زاده، عبدالله رمضان زاده و محسن صفایی فراهانی از اعضای ارشد حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان متهم در دادگاه حضور یافتند.

در میان متهمان جلسه چهارم بیدادگاه رژیم همچنین شماری از روزنامه نگاران زندانی از جمله مسعود باستانی، محمد قوچانی و سعید لیلاز نیز دیده شدند.

فعالیت تبلیغی علیه نظام، ارتباط با رسانه های خارجی،  اقدام علیه امنیت كشور، نشر اكاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی، شركت در تجمعات غیر قانونی برای ایجاد شبهه در نتایج انتخابات و ایجاد ترس و وحشت عمومی، ایجاد بلوا و آشوب و جاسوسی برای كشورهای بیگانه از جمله اتهاماتی بودند كه علیه برخی از متهمان حاضر در دادگاه مطرح شدند.

برپا دارندگان این دادگاه همانند جلسات قبلی اعترافات اجباری اخذ شده از برخی متهمان را از تلویزیون دولتی نیز پخش كردند كه طی آنها شماری از متهمان از اقدامات كرده و ناكرده گذشته خود اظهار ندامت كردند.

افرادی كه در این بیدادگاه شركت كردند همگی در گذشته، در پستهای كلیدی حكومتی قرار داشتند، یا از روزنامه نگاران نزدیك به اصلاح طلبان حكومتی بودند كه بر علیه نیروهای چپ و رادیكال جامعه قلم فرسایی می كردند.

مردم ایران تاكنون در قبال این بیدادگاههای فرمایشی رفتار بسیار متین، منصفانه و متحدانه ای از خود نشان داده اند. آنها با بی اعتنایی خود به آنچه كه زندانیان شكنجه شده ابراز می كنند، نقشه های رژیم اسلامی را نقش بر آب كرده اند، نفرت و بیزاری خود را نثار سازماندهندگان و مجریان این بیدادگاهها می كنند و برای قربانیان آن دل می سوزانند.

اما رعایت انصاف و عدالت در این زمینه به معنای آن نیست كه مردم از آن كسب تجربه نخواهند كرد. نه آن هنگام كه این آقایان در بیرون زندانها بودند و از كم بودن قاطعیت رژیم در برابر جریانات چپ و كومنیست كه در دانشگاهها و محیطهای كارگری نفوذ پیدا كرده بودند، شكایت می كردند، نه آن هنگام كه برای نجات جمهوری اسلامی از بحران پا پیش گذاشته بودند و مردم را زیر پرچم سیز به این مسیر هدایت می كردند، نه آن هنگام كه شعار یا زینب و الله و اكبر شبانه بر پشت بامها و آرزوی ظهور امام زمان را استراتژی خود قرار داده بودند و رنگ سبزشان نشان از پیوستگی شان با سینه زنی  و كربلا و عاشورا داشت و نه امروز كه در مقابل فشار دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی كه روزگاری خود آنرا ساخته و پرداخته بودند، سر فرود آورده اند، در هیچكدام از این موقعیتها، در جایگاه رهبران جنبش آزادیخواهانه و عادلانه مردم ایران قرار نداشته اند.

مردم ایران نه تنفری نسبت به این قربانیان آزار و شكنجه دارند و نه البته تحسینی. افكار عمومی نه ارزشی برای اعترافات آنان قائل است و نه آنان را رهبران خود می داند. اینان خود از جمله پیچ و مهره های نظامی بودند و هستند كه در آن تعزیر (یعنی شكنجه)، شلاق زدن، قصاص، سنگسار و قوانین شرعی دیگر نظیر آن، جز باورهای مشترك هر دو طرف، هم زندانیان و هم زندانبانان است.

در عین اینكه سرزنش خاصی نثار این افراد بخاطر اعترافاتشان نمی كنیم، اما در همان حال استقامت و سرسختی انقلابیون و كمونیستهای پاكباخته ای را كه در سخت ترین شرایط زندانها و در زیر وحشیانه ترین شكنجه ها، در مقابل دشمن سر فرونیاوردند را می ستائیم. آنان رهبران برجسته و محبوبی هستند كه اگر جانشان را بر سر ایستادگی خود نهادند، الگوی زندگی و مبارزه ما هستند، و اگر با سرفرازی در قید حیات هستند، گل سر سبد جامعه و رهبران قابل اتكایی هستند كه از یكی از آزمونها سخت سربلند بیرون آمده اند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 3:44  توسط آزادی  | 

سپاه پاسداران در راه قبضه گام به گام قدرت

 

 

"احمدی نژاد" رئیس دولت جمهوری اسلامی، كابینه جدید خود را در حالی به مجلس شورای اسلامی معرفی كرد كه حضور نظامیان و افراد سپاه پاسداران در دولت جدید وی كاملا مشهود است.

در میان افراد معرفی شده از سوی "احمدی نژاد" 5 تن از وزاری دولت قبلی بار دیگر برای تصدی وزارت معرفی شده اند و در میان 16 تن دیگر نیز شماری از فرماندهان سپاه پاسداران دیده می شوند.

"مسعود میرکاظمی" وزیر كنونی بازرگانی كه برای تصدی وزارت نفت معرفی شده یكی از افراد سپاه پاسداران است. "حیدر مصلحی" نماینده "خامنه ای" در بسیج برای تصدی وزارت اطلاعات معرفی شده. "مصطفی محمد نجار" وزیر دفاع نیز كه برای تصدی وزارت کشور معرفی شده یكی از افراد سپاه می باشد. اما "احمد وحیدی"، كه فرمانده سابق سپاه قدس سپاه پاسداران بوده است و  برای تصدی وزارت دفاع معرفی شده، به اتهام دخالت در بمب گذاری مركز یهودیان در پایتخت آرژانتین در سال 1994، از سوی پلیس بین الملل تحت تعقیب قرار دارد.

در واكنش به اعلام اسامی اعضای كابینه از سوی "احمدی نژاد" شماری از نمایندگان مجلس از انتخاب برخی از این افراد انتقاد كرده اند.

"علی لاریجانی"، رئیس مجلس، گفته است كه وزیر باید تجربه و تخصص داشته باشد و وزارتخانه جای یادگیری نیست و "محمد رضا باهنر" نایب رئیس مجلس هم گفت: به اعتقاد وی چهار یا پنج نفر از نامزدها از سوی مجلس رد خواهند شد.

"علی مطهری"، یكی دیگر از نمایندگان مجلس نیز گفته است: "احمدی نژاد"،  می خواهد در وزارت خانه های حساس مانند اطلاعات، کشور، ارشاد، نفت و خارجه خود حاکم و فرمانروا باشد، لذا افرادی را برای این وزارتخانه ها معرفی کرده است که مهمترین شاخصه آنها مطیع بودنشان است.

گفتنی است كه به غیر از افراد معرفی شده برای كابینه، شمار زیادی از معاونان و مشاوران "احمدی نژاد" نیز از افراد سپاه پاسداران و بسیج می باشند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 17:36  توسط آزادی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM